0

فناوری ایران در میانه محدودیت و فرصت؛ از نمایش نوآوری تا اقتصاد نوآوری

  • کد خبر : 7296
  • 01 تیر 1405 - 11:41
فناوری ایران در میانه محدودیت و فرصت؛ از نمایش نوآوری تا اقتصاد نوآوری
زیست‌بوم فناوری و نوآوری ایران در سال‌های اخیر به مرحله‌ای رسیده است که دیگر نمی‌توان موفقیت آن را صرفاً با تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان، پارک‌های علم و فناوری، شتاب‌دهنده‌ها، رویدادها و نمایشگاه‌های تخصصی سنجید. امروز پرسش مهم‌تری پیش روی سیاست‌گذاران، فعالان فناوری و سرمایه‌گذاران قرار دارد: فناوری چه سهمی در حل مسائل واقعی کشور، خلق ارزش اقتصادی، افزایش بهره‌وری و شکل‌گیری مزیت‌های رقابتی جدید برای ایران دارد؟ این پرسش، مرز میان «نمایش نوآوری» و «اقتصاد نوآوری» است.

ایران در دو دهه گذشته مسیر قابل توجهی را در توسعه زیرساخت‌های اقتصاد دانش‌بنیان طی کرده است. شکل‌گیری هزاران شرکت دانش‌بنیان، توسعه پارک‌های علم و فناوری، ایجاد صندوق‌های پژوهش و فناوری، گسترش سرمایه‌گذاری خطرپذیر، ورود صنایع بزرگ به حوزه نوآوری و تصویب قوانینی همچون قانون جهش تولید دانش‌بنیان، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را ایجاد کرده که در ابتدای شکل‌گیری زیست‌بوم نوآوری کشور وجود نداشت.

بر اساس آمار منتشرشده از سوی معاونت توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، تنها در سال ۱۴۰۴ حدود هزار شرکت جدید وارد زیست‌بوم دانش‌بنیان کشور شده‌اند و حوزه‌هایی مانند دارو و فرآورده‌های پیشرفته، تجهیزات پزشکی، زیست‌فناوری، کشاورزی و صنایع غذایی و فناوری اطلاعات و ارتباطات از بخش‌های دارای رشد قابل توجه بوده‌اند.

این اعداد امیدوارکننده‌اند، اما اقتصاد دانش‌بنیان را نمی‌توان تنها با شمارش شرکت‌ها ارزیابی کرد.

عبور از «تعداد شرکت» به «اثر اقتصادی»

مرحله نخست توسعه زیست‌بوم نوآوری در ایران تا حد زیادی بر ایجاد زیرساخت متمرکز بود؛ دانشگاه، مرکز رشد، پارک فناوری، شرکت دانش‌بنیان، شتاب‌دهنده، صندوق و رویداد.

اما اکنون زیست‌بوم فناوری ایران به نقطه‌ای رسیده است که باید از مرحله «ایجاد بازیگر» به مرحله «خلق اثر» عبور کند.

شرکت دانش‌بنیان زمانی اهمیت راهبردی پیدا می‌کند که بتواند یک مسئله واقعی را حل کند؛ هزینه تولید را کاهش دهد، بهره‌وری یک صنعت را افزایش دهد، محصولی با ارزش افزوده بالا تولید کند، وابستگی فناورانه را کاهش دهد یا سهمی از بازارهای بین‌المللی به دست آورد.

بنابراین شاید مهم‌ترین تغییر مورد نیاز در ادبیات سیاست‌گذاری فناوری کشور، تغییر شاخص موفقیت باشد.

به جای اینکه صرفاً بپرسیم «چند شرکت دانش‌بنیان داریم؟» باید بپرسیم:

این شرکت‌ها چه میزان فروش دارند؟ چه میزان صادرات فناوری انجام می‌دهند؟ چه تعداد نیروی متخصص با بهره‌وری بالا به کار گرفته‌اند؟ چه میزان سرمایه خصوصی جذب کرده‌اند؟ چند مسئله راهبردی صنایع کشور را حل کرده‌اند و چند شرکت ایرانی توانسته‌اند از یک کسب‌وکار کوچک فناورانه به یک بنگاه بزرگ فناوری تبدیل شوند؟

اینوتکس؛ ویترین مهم، اما نه مقصد نهایی

رویدادهایی مانند اینوتکس در چنین شرایطی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. اینوتکس طی سال‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین نقاط تلاقی شرکت‌های دانش‌بنیان، استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران، صنایع و سیاست‌گذاران فناوری در ایران تبدیل شده است.

اما ارزش واقعی چنین رویدادهایی نه در تعداد غرفه‌ها، بازدیدکنندگان یا سخنرانی‌ها، بلکه در اتفاقاتی است که پس از پایان نمایشگاه رخ می‌دهد.

چند قرارداد واقعی شکل گرفته است؟

چند سرمایه‌گذار به یک شرکت فناور اعتماد کرده است؟

چند صنعت، مسئله خود را به یک شرکت دانش‌بنیان سپرده است؟

چند محصول ایرانی توانسته مسیر ورود به یک بازار خارجی را آغاز کند؟

و مهم‌تر از همه، چند ارتباط ایجادشده در این رویدادها به یک همکاری اقتصادی پایدار تبدیل شده است؟

اگر رویداد فناوری صرفاً محل نمایش دستاوردها باقی بماند، در بهترین حالت یک ویترین جذاب خواهد بود؛ اما اگر بتواند سرمایه، صنعت، فناوری و بازار را به یکدیگر متصل کند، آن‌گاه به بخشی از زیرساخت اقتصاد نوآوری تبدیل می‌شود.

مسئله امروز؛ کمبود ایده نیست، دشواری مقیاس است

یکی از مهم‌ترین چالش‌های نسل جدید شرکت‌های فناور ایرانی، عبور از مرحله محصول اولیه به مرحله مقیاس‌پذیری است.

ایران از نظر نیروی انسانی متخصص، دانشگاه‌های فنی، پژوهشگران و ایده‌های فناورانه ظرفیت قابل توجهی دارد. مسئله در بسیاری از موارد از جایی آغاز می‌شود که یک فناوری باید از آزمایشگاه یا یک شرکت کوچک خارج شود و به یک کسب‌وکار بزرگ تبدیل شود.

در این مرحله، نیازهای متفاوتی ظاهر می‌شوند: سرمایه بزرگ‌تر، بازار پایدار، مدیریت حرفه‌ای، امکان صادرات، زیرساخت ارتباطی قابل اتکا، حفاظت از مالکیت فکری، دسترسی به فناوری‌های مکمل و امکان همکاری بین‌المللی.

در واقع فاصله میان «ساخت محصول» و «ساخت شرکت بزرگ فناور» یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده اقتصاد نوآوری ایران است.

یک زیست‌بوم بالغ باید بتواند از دل صدها شرکت کوچک، تعدادی شرکت بزرگ فناوری با قابلیت رقابت منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کند.

سرمایه؛ حلقه‌ای که باید جدی‌تر گرفته شود

نوآوری بدون سرمایه نمی‌تواند مقیاس پیدا کند.

بخش قابل توجهی از سیاست‌های حمایتی اقتصاد دانش‌بنیان در ایران بر تسهیلات، ضمانت‌نامه‌ها، اعتبار مالیاتی و حمایت‌های دولتی استوار بوده است. این ابزارها ضروری‌اند، اما برای شکل‌گیری نسل جدید شرکت‌های فناوری کافی نیستند.

اقتصاد نوآوری بیش از آنکه به «وام» نیاز داشته باشد، به سرمایه‌گذاری جسورانه و سرمایه صبور نیاز دارد.

سرمایه‌گذار خطرپذیر می‌پذیرد که فناوری ممکن است شکست بخورد، اما در مقابل انتظار دارد یک موفقیت بتواند چندین شکست را جبران کند. چنین منطقی با سازوکار سنتی تأمین مالی که بر وثیقه، بازپرداخت ثابت و حداقل ریسک استوار است، تفاوت بنیادین دارد.

اگر قرار است ایران در فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، فناوری مالی، تجهیزات پزشکی پیشرفته، انرژی‌های نو، اقتصاد دیجیتال و صنایع خلاق بازیگر جدی باشد، توسعه بازار سرمایه‌گذاری خطرپذیر دیگر یک انتخاب جانبی نیست؛ بخشی از زیرساخت توسعه کشور است.

هوش مصنوعی؛ آزمون تازه سیاست‌گذاری فناوری

در میان همه فناوری‌های نوظهور، هوش مصنوعی می‌تواند بزرگ‌ترین آزمون سیاست‌گذاری فناوری ایران در سال‌های پیش رو باشد.

برخلاف بسیاری از فناوری‌های صنعتی که توسعه آنها نیازمند دهه‌ها انباشت زیرساخت فیزیکی است، بخش مهمی از رقابت هوش مصنوعی بر سرمایه انسانی، داده، توان محاسباتی و سرعت نوآوری استوار است؛ حوزه‌هایی که ایران در برخی از آنها ظرفیت اولیه قابل توجهی دارد.

اما فرصت هوش مصنوعی دائمی نیست.

فاصله فناوری در این حوزه با سرعت بسیار بالایی در حال افزایش است. کشورهایی که امروز زیرساخت پردازشی، مدل‌های بومی، داده‌های استاندارد، سرمایه انسانی و شرکت‌های تخصصی خود را توسعه دهند، در اقتصاد آینده سهم خواهند داشت.

در مقابل، کشورهایی که هوش مصنوعی را صرفاً در سطح همایش، سند و شعار دنبال کنند، ممکن است طی چند سال آینده با نوع جدیدی از وابستگی فناورانه مواجه شوند.

محدودیت‌ها واقعی‌اند؛ فرصت‌ها نیز واقعی‌اند

تحریم، محدودیت دسترسی به بازارهای مالی جهانی، دشواری انتقال پول، محدودیت همکاری‌های فناورانه بین‌المللی، مشکلات واردات تجهیزات تخصصی و محدودیت‌های ارتباطی، هزینه فعالیت شرکت‌های فناوری ایرانی را افزایش داده‌اند.

نادیده گرفتن این واقعیت‌ها کمکی به اقتصاد دانش‌بنیان نمی‌کند.

اما در سوی دیگر، همین شرایط در برخی صنایع تقاضای بزرگی برای بومی‌سازی فناوری ایجاد کرده است. صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، معدن، فولاد، سلامت، کشاورزی، انرژی و حمل‌ونقل با مجموعه‌ای از نیازهای فناورانه روبه‌رو هستند که می‌تواند بازار بزرگی برای شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی ایجاد کند.

هنر سیاست‌گذاری آن است که این «نیاز» را به «بازار فناوری» تبدیل کند.

بومی‌سازی زمانی ارزشمند است که محصول ایرانی صرفاً جایگزین اضطراری نمونه خارجی نباشد، بلکه از نظر کیفیت، قیمت و خدمات بتواند به یک انتخاب رقابتی تبدیل شود.

دولت؛ از حمایت مستقیم به بازارسازی هوشمند

در مرحله جدید اقتصاد دانش‌بنیان، شاید مهم‌ترین تحول مورد نیاز، بازتعریف نقش دولت باشد.

دولت در مراحل اولیه شکل‌گیری زیست‌بوم فناوری ناگزیر نقش پررنگی در حمایت مالی و ایجاد زیرساخت داشته است. اما در یک زیست‌بوم بالغ‌تر، نقش دولت باید به‌تدریج از «توزیع حمایت» به سمت «ساخت بازار» حرکت کند.

خرید دولتی محصولات دانش‌بنیان، تنظیم‌گری هوشمند، اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه، تسهیل صادرات فناوری، حمایت از سرمایه‌گذاری خطرپذیر، ایجاد دسترسی به داده و زیرساخت و کاهش موانع فعالیت شرکت‌ها می‌تواند اثری بسیار پایدارتر از حمایت‌های مستقیم کوتاه‌مدت داشته باشد.

شرکت فناوری زمانی بالغ می‌شود که مشتری داشته باشد، نه زمانی که صرفاً حمایت دریافت کند.

بازار منطقه؛ فرصتی که نباید از دست برود

اقتصاد نوآوری ایران نباید در مرزهای داخلی متوقف شود.

بازار کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، قفقاز، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی بخش‌هایی از آسیای جنوبی، ظرفیت قابل توجهی برای صادرات خدمات فنی، نرم‌افزار، تجهیزات پزشکی، محصولات سلامت‌محور، فناوری‌های صنعتی و خدمات دانش‌بنیان دارد.

هدف‌گذاری برای شکل‌گیری شرکت‌های فناوری منطقه‌ای می‌تواند مرحله بعدی توسعه زیست‌بوم نوآوری ایران باشد.

شرکتی که تنها برای بازار داخلی طراحی شده باشد، در نهایت با محدودیت اندازه بازار مواجه خواهد شد؛ اما شرکتی که از ابتدا محصول خود را با استانداردهای صادراتی و نگاه منطقه‌ای توسعه دهد، شانس بیشتری برای مقیاس‌پذیری خواهد داشت.

از اقتصاد نفتی به اقتصاد دانایی؛ یک انتخاب بلندمدت

هیچ نمایشگاهی، هیچ قانون و هیچ بسته حمایتی به تنهایی نمی‌تواند اقتصاد ایران را دانش‌بنیان کند.

اقتصاد دانش‌بنیان زمانی شکل می‌گیرد که فناوری از حاشیه اقتصاد وارد متن آن شود؛ زمانی که کارخانه برای افزایش بهره‌وری به شرکت فناور مراجعه کند، سرمایه‌گذار به جای خرید دارایی غیرمولد بخشی از سرمایه خود را وارد فناوری کند، دانشگاه مسئله صنعت را موضوع پژوهش قرار دهد و کارآفرین ایرانی بتواند رؤیای ساخت یک شرکت بزرگ فناوری را در داخل کشور دنبال کند.

اینوتکس و رویدادهای مشابه می‌توانند تصویر ظرفیت‌های این آینده را به نمایش بگذارند؛ اما آینده اقتصاد نوآوری نه در سالن نمایشگاه، بلکه در کارخانه، آزمایشگاه، صندوق سرمایه‌گذاری، دانشگاه و بازار ساخته می‌شود.

زیست‌بوم فناوری ایران اکنون در میانه محدودیت و فرصت قرار دارد. از یک سو فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های بین‌المللی، دشواری تأمین سرمایه و چالش حفظ نیروی انسانی متخصص وجود دارد و از سوی دیگر، انباشت قابل توجهی از دانش، تجربه، شرکت، زیرساخت و نیروی انسانی شکل گرفته است.

مرحله بعدی باید مرحله بلوغ باشد.

بلوغ یعنی عبور از تعداد شرکت به کیفیت شرکت؛ از حمایت به سرمایه‌گذاری؛ از محصول به بازار؛ از بازار داخلی به صادرات؛ از استارتاپ کوچک به شرکت بزرگ فناوری و در نهایت، از «نمایش نوآوری» به «اقتصاد نوآوری».

شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی زیست‌بوم دانش‌بنیان ایران نیز همین باشد:

آیا می‌توانیم آنچه را طی دو دهه گذشته ساخته‌ایم، در دهه پیش رو به قدرت اقتصادی تبدیل کنیم؟

پاسخ این پرسش، بیش از هر چیز به کیفیت تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز گرفته می‌شوند.

لینک کوتاه : https://eradenews.ir/?p=7296
  • نویسنده : مهری حامدرنجی

برچسب ها

مطالب بیشتر

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.